پست آخر

 

١ - عطای نوشتن را به لقایش بخشیدیم

٢- هم از همه ممنونم هم ازتون معذرت میخوام بابت مزاحمت های وقت و بی وقت

٣-خداحافظ

 من نمیدانم این همه باید و نباید را،
کدام از عشق بی خبری ساخته
که اگر سر بپیچی
آنقدر تنهایی و آنقدر عجیب
که حتی خدا هم
بی آنکه دستی به معجزه ببرد
می نشیند و تماشایت میکند

پ.ن:یه پست نوشته بودم این پایینه .خودم خیلی دوستش دارم.گذاشتم قبل از رفتنم شما هم بخونید.

 

 

  
نویسنده : خانومِ ایکس ; ساعت ٥:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٩
تگ ها : بغض